یاد ایام

رنگ وجود - شاید به امید بهاری دیگر

رنگ وجود روزهایی که به امید دوباره دیدنش کوچه های خاطرات را مرور کردم اشک هایی که بی حضور من بارید و نفس هایی که در سینه حبس شد دفتری که همه ما آنرا ورق زدیم می دانم وقتی به خود باز می گردم هنوز جای خالی آن لحظه ها پیداست و هیچ نمی گویم شاید به امید بهاری دگر و یا نمی دانم ، بهانه ای دگر من هر شب تصویر خیال مسافری را می بینم که یکی از همین شب ها از راه می رسد و مرا به معراج یک شب بهاری می برد من طنین صدایی را می شنوم که با خود ترانه های ماندن را زمزمه می کند و بودن را رنگ وجود می زند همو که تو، از آن چیزی نگفتی ولی خیره چشمان سبزت سبزینه حضور آن را فریاد زد برای دیدار با تو بی خویش می آیم تا فراموش کنم وادی ما هوای خنک استغنا باید باشد

http://www.Mashiz.ir/ayamview.php?ID=2